تبليغاتX
گروه نمایش کوچه شــــاهین شــــهر
اخبار و اطلاعات نمایشهای اجرایی توسط گروه نمایش کوچه و عکس ها و....
سلام دوستان

شب گذشته بعد دیدن ششمین نمایش از مجموع ۹نمایش جشنواره تاتر استان (این اخرین اجرا از شهرستان شهرضا بود )بطور عجیبی ناراحت ومتعجب از حضور این همه نمایش بی کیفیت وتهی ازتکنیک و.....بماند ..نا خود آگاه ادبیاتم جوشید ویاد یکی از لطایف زند یاد عبید زاکانی افتادم که بحق در مورد حضور بعضی نمایشها ((بخصوص این نمایش شهر ضا ))وعدم حضور چندین نمایش چنان که خودتان میدانید...عجیب صدق میکند تصدیقش هم در مورد ی که عرض کردم جایگاه دارد هم در مورد اوضاع واحوال امروز هنر وایضا دوستانی که در گروه بازبینی شعور وشناختشان از هنر نمایش را برخ همه ی اهل تاتر کشیدند ...بگذریم.... اما خود حکایت :لولیی با پسر خود ماجرا میکرد که تو هیچ کار ندانی وکار نمیکنی وعمر به بطالت سپر میکنی ..چند با تو گویم که معلق زدن بیاموزوسگ چنبر کردن یاد گیر ورسن بازی تعلم کن تا در این زمانه بجایی رسی وتوجه بسوی خویش برگردانی ..واز عمر برخوردار گردی ...

اگر از من نشنوی وتدبیر من بکار نگیری بخدا تورا بمکتب ومدرسه اندازم تاعلم بیاموزی وآگاهی دانی وفهمیده گردی وچون اینگونه شوی در این زمانه همیشه در مذلت وفلاکت بمانی ویک جو از هیچ جا حاصل نتوانی کردودر این زمانه تا باشی از حلقه توانگران بیرون بمانی ....این که بر تو خواندم تجربت من از زمان است خواه گوش گیر خواه ..........

اگر این حکایت بی ارتباط است من را هم خبر دارکنید تا ازغفلت بیرون بجهم .....

منتظر تان هستم .....تا بعد..... 

+ نوشته شده در  ساعت 8:51  توسط کوروش شمس  | 

همواره اوست

دوستان خوبم سلام<<<>>>

برای بچه هایی که تاتر را در دهه ی ۶۰و۷۰ شروع کرده اندجشنواره تاتر استانی مفهومی بیش از یک گردهمایی تاتری یایک جشنواره  داخلی دارد،جشنواره تاتر استانی محل بروز وارایه ی توانایی ها وپشرفتهای تاتری ها بشمار میاید واصلا بودن واجرا کردن در تمام سال یکطرف ،همان یک اجرای جشنواره استانی یکطرف.به خوب و بدش کاری ندارم ،اما جشنواره تاتر استانی جنب و جوش عجیبی در بچه هابراه می اندازد .

خوب بخاطر دارم که حتی دیدن بازبینی نمایشها هم تاتری ها را همراه گروه بازبینی از شهری بشهر دیگر میبرد (یادش بخیر)..

وحالا باز پاییز رسیده ،پاییزی که بهار تاتر استانهاست...بیشتر از هر زمانی تمرین نمایش در کوشه وکنار هر کدام از شهر ها دیده میشود .بچه های هم فکر وهم اندیش عرصه نمایش بهم کمک میکنند .امید ،مثل چلچله ای میان سالنها وتمرینهای تاتر میچرخد وهمه گویی بزرگترین آثار هنرهای دراماتیک جهان را ساخته و پرداخته اند ..

خیلی ها خود را در حال اجرا در سالن اصلی تاتر شهر میبینند(گویی اجرا در سالن اصلی آرزویی است دور دست برای بسیاری از تاتری های شهرستانی)بحث وتبادل نظروشب نشینی ها برای رسیدن به بهترین شیوه اجرا ،در نظر گرفتن سیاستهای مرکز ،داوران ،بازبینها وخلاصه گفتن خاطره جشنواره های قبل ،بازیگری ..دکور ..موسیقی ..وقت تمرین ووووووووالی آخر...

حالا دستها سر خط همه آماده هستند (بجز من وهومن که اندر خم کوچه ی پیدا کردن جایی برای تمرین هستیم)رقابتی لذت بخش برای ارتقاءسطح علمی وکیفی هنر نمایش ودر بعضی مواقع اثبات توانمدیهایی که لابلای سیاستهای جشنواره گم میشوند یا دیده نمیشوند ..

بگذارید نکته ای را یاد آوری کنم ،خارج از موضوع انتخاب آثار دوستان تاتر ،آنچه بیشتر ما را به جشنواره تاتر استانی میکشد ،حضور اکثر هنرمندان تاتر استان ودرزیرذ ره بین علاقه مندان قرار گرفتن ،است ....

داوراصلی ما ،بچه های خود استان هستند ونقد انان برای حاضرین در جشنواره از هر چیزی مهمتر است 

چون آنان نه از سویی خط میگیرند ونه از جایی سفارشی شنیده اند ومیدانند گرچه حرفشان قطعیتی در انتخاب ندارد ..اما میزانی در فهمشان از هنر شان خواهد بود ...

این واقعیت که جشنواره تاتر استانهادر دو دهه ی گذشته منشا خدمات فراوانی به تاتر کشور بوده بر کسی پوشیده نیست وهمگان میدانند که بسیاری از هنرمندان بزرگی که امروز خود را در تاتر این کشور دارای نام واعتبار کرده اند از دل جشنواره های تاتر استانها کشف ومشخص شده اند ،برای همین است که مرکز هنرهای نمایشی هم بعد از ۲یا ۳سال تعطیل کردن جشنواره تاتر استانها متوجه شد که تعطیل شدن جشنواره تاتر استانی چه ضربه ای به تحرک تاتر در کشور بوده وازنو اجرای آن را در برنامه کاری سالانه خود جا داد ..

با این اوصاف بر دوستان برگزار کننده جشنواره تاتر استان واجب است که با بهترین وبیشترین امکانات خود این جشنواره را  برگزار کنند وبدانند که هرچه این جشنواره بهتر وبا شکوه تر برگزار شود از طرف بچه های تاتر هم بیشتر وبهتر تلاش خواهند دید واین در نهایت باعث زایش ورشد تاتری بارور وارایه اثاری در خور توجه واندیشمندانه تر خواهد بود..

خوب ..پس آماده ..دستها سر خط ....آتش>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>تابعد

+ نوشته شده در  ساعت 12:18  توسط کوروش شمس  | 

 

همواره اوست ........دوستان سلام

هنوز بر کسی مشخص نیست که مسولیت برخی از مسایل جانبی ،در مورد هنرمندان،بخصوص هنرمندان نمایش  به عهده ی کیست ...در گذشته ی دور خانه ی نمایش گویی مسایل خاص صنفی هنرمندان را دنبال میکرد ..تاهمین چند سال پیش هم انجمنهای نمایش در شهر ها واستانها، مرکزی برای تجمع وانسجام هنرمندان نمایش بود ..(که البته به همت عزیزان مسول چند سال اخیر ،در مرکز هنرهای نمایشی از بین رفت وعملا از کارکرد افتاد)..حالا هنر نمایش نه مسول مستقیمی دارد نه کسی خود را دردسر میدهد این کاروان بی ساربان را سالاری کند وامور آنرا رتق وفتق نماید ...واین خصوصا در شهرستانهای کوچک بیشتر مشهود است ...

بگذریم..منظورم از نوشتن این جملات بیشتر یاد اوری تنهایی بچه های نمایش بود..آدمهایی که خودشان باید به مشکلاتشان برسند وهمه چیز به عهده ی تن های نحیف وکم طاقتشان افتاده است (البته این را هم قبول دارم که مقصر وباعث در صدی از این عدم انسجام ،خود تاتریها هستند )..

چهل روز ازفوت  امیر هاشمی گذشت ..درست نمیدانم او بیمه ی هنرمندان بود یا نه ؟نمیدانم از سوی متولیان امر هنر در استان چه اقدامی برای پاس داشتش انجام شده ونمیدانم بچه های تاتر وبخصوص همشهریهای اوچه کار کرده اند ...اما این را میدانم که در ست در چهلمین روز فوت امیر هاشمی ..حد اقل ۵نمایش در شاهین شهر آماده ی اجرا ست که دو سه نفر از کارکردانهای این نمایشها دوست نزدیک وصمیمی امیر بوده اند وامیر در نمایشهای موفق انها بازی کرده واصلا سهم عمده ی موفقییت ان اجرا ها از آن امیر است ..اگر نمایش متولی خاصی داشت حتما میشد در چهلمین روز فوت امیر وبیادش هفته نمایش برگزار کرد ومطمئن هستم که اگر از بچه ها بخواهند همه بدون چشمداشت وبخاطر زنده نگه داشتن یاد دوست هنرمندشان، این کار را میکنند ..وهمه ی ما میدانیم که هیچ چیزی به اندازه اجرای نمایش روح امیر را شاد نمیکند ...وخدا میداند که این کار بیشتر از این که یاد امیر را عزیز وگرامی میدارد،شان هنرمندان تاتر را در نزد اقشار دیگر هنر بالا میبرد وبه سازمان از هم پاشیده ی تاتر سروسامانی میدهد ..یادمان باشد که ما در مورد مرحوم ابراهیم کریمی وامیر ناصری هم میتوانستیم چنین کارهایی انجام بدهیم ولی کار خاصی نکردیم ...ویادمان نرود مرگ برای همه است .....ویادمان نرود منزلت کسی که بر روی صحنه عرق ریخته وعاشق هنر نمایش بوده ..تنها نوشتن یک پارچه ی تسلیت ونصب آن روی دیوار منزل هنرمند نیست ....

کاش هنرمندان تاتر یک پلاتوی کوچک دراختیار داشتند تا میتوانستند بدون دغدغه غمها وشادیهایشان را با هم قسمت کنند ونگاهشان بدست دیگران نبود ........تا بعد ....

+ نوشته شده در  ساعت 10:34  توسط کوروش شمس  | 

سلام دوستان ...

چند مسله پراکنده ونامربوط بهم ،البته به ظاهر،هست که دوست دارم باشما درمیان بگذارم...

اول اینکه چند روز پیش با تعدادی از دوستان بولتن پایانی جشنواره تاتر جوان استان اصفهان را دیدیم وخلاصه ی چند نمایش اجرا شده در این جشنواره را مرور کردیم ،یک نکته خیلی جلب توجه کرد،آنهم موضوع وتم اکثر نمایشها بود که بطور عجیبی مشترک از آب در آمده بود ...این اشتراک موضوع وگاه حتی چهار چوبه ی داستانها به واقعیت تلخی اشاره دارد ،آنهم فقرنمایشنامه ونمایشنامه نویس ودر یک کلام ضعف ادبیات نمایشی در مملکت ماست که نمیدانم آخر چگونه وبه چه صورت حل خواهد شد..بضعف تاریخی ما در ادبیات نمایشی ،دایره ی تنگ انتخاب موضوع و سایه بلندترس گذشتن از خط قرمزها را هم اضافه کنیدتا کمی پازل مسله شکل روشن تری بخودش بگیرد ......چند شب پیش در برنامه وزین (دوقدم مانده به صبح )رو بروی شبکه محترم۴نشسته بودم هنرمند خوب ودوست داشتنی تاتر (ایوب آقاخانی)در مورد ادبیات نمایشی ودر کل آسیب شناسی تاتر صحبت میکرد وکلی حرفهای خوب در مرغزارگفتگو با حسین کیانی رد وبدل مینمود که ای کاش میشد برای تمام بچه های تاتر یک نسخه از آن مصاحبه را تهیه کرد (البته گویا در سایت برنامه مذکورمیشود بدست آورد)

دوم اینکه شنیدم وندیدم که میگفتند در رسانه ی ملی خبر حضور بازیگر نقش جومونگ با آب وتاب پخش شده وگویی افرادی هم در خیابان به استقبال او رفته اند وگویا دنبال اتومبیلش هم دویده اند وباقی قضایا...والبته آن جومونگ نمیداند ولی ما که میدانیم که در مملکت ما هرچند وقتی کسی را در خیابان میاورند ومردم هم دنبالش در خیابان میدوند وهورا میکشند والبته نمیدانند که این خود نوعی اغتشاش است ووای بحال ملتی که دنبال قهرمان میگردد وآقای بازیگر گویا آمده است که شرکت ال جی را در ایران سر افراز کند وتاریخ مملکت باستانی کره!!!!!! را به ما بشناساند وبا کارگردان ملی سازوملی گرا ووطن پرست ما آقای فرج الله سلحشور!!! صحبت کند تا ایشان رسانه ملی را راضی کند که بعد از اتمام پروزه های ملی مختار نامه و....سریال رستم واشکبوس یا رستم وسهراب ویا رستم دیو سپید وهزا ران قصه وافسانه ی ایرانی را بسازند والبته نقش رستم را هم آقای جومونگ بازی کند تا بیننده هم پای سریال های وطن خودش بنشیند .....ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد.....

ودیگر اینکه بزرگی در راهی میرفت .شخصی از بامی بر گردن او افتاد وگردنش بشکست وبستری گشت ..گفتند چگونه ای ؟گفت:از این بدتر چگونه میشود که دیگری از بام بیفتد وگردن من بشکند!...!

...دیگر اینکه آقای شاهین مسول واحد نمایش اداره کل ارشاد اسلامی اصفهان استعفا داد ورفت ودلایل استعفایش را هم در گفنگوباخبرگزاری مهر گفته است ...البته این موضوع که در اینجا ذکر کردم خیلی ها را خوشحال کرده است وبسیاری را هم ناراحت نموده ..اگر جز گروه خوشحال شده ها هستید زیاد خوشحال نباشید چون ممکن است جانشین ایشان کسی شود که بروزگار بودن شاهین محتاجتان کند ..واگر از گروه ناراحت شده ها هستیدزیاد ناراحت نباشید   چون احتمالا شخص جانشین کسی مثل خود آقای شاهین خواهد بود با کمی موهای سیاه تر (البته من فکر میکنم موهایش را رنگ میکند )..با این اوصاف چیز زیادی تغعیر نخواهد کرد ...

وسخن آخر اینکه:

آن که گفته است زندگی تکرار مکررات است ،خطا گفته است ..زندگی خلاقانه هیچ گاه تکراری نیست ...تابعد..

 

+ نوشته شده در  ساعت 12:8  توسط کوروش شمس  | 

همواره اوست

بالاخره اجرای نمایش سوپ جو .....تمام شد ..۱۰شب با دوستان تاتری دیدار، آنهم از جنس تاتر ...بحث وگفتگو درباره ی اجرا.. بازیها..طراحی صحنه..موسیقی ..متن ... شک ندارم تمام دوستان بخاطر علاقه وخصوصا پیشرفت کار نمایش نظرات خود را گفتند ومن با کمال میل گوش جان به گفته های همه سپردم تاآنچه از دید من پنهان مانده بودپیدا شود ....مباحثه وگفتگو پیرامون اجرا برای من لذت بخش تر از خود اجراست این که میبینم نمایشی که خلق کرده ام برای دوستانم سوال بر میانگیزد وگاه وادارشان میکند سری به محفوظات خود بزنند، یا از معلوماتشان کمک بگیرند تا به درک بهتری از اجرا برسند ،واقعا خوشحالم میکند ...به همین خاطر از تمام دوستانی که با نظراتشان همراهی وهم دلیشان را با اجرا ثابت کردند سپاسگزارم..این نکته که گروه کوچه وخصوصا شخص کوروش شمس احتیاج به یاری دارد تا اثری در خور به اجرا گذارد ،هرگز فراموش نشده است ،پیوسته وتا  همیشه مدیون کسانی هستم که در رسیدن به نمایشی بهتر واندیشمندانه تر یاری ام کرده اند ...از همسر وبچه هایم ،از بازیگرانم،دوستانم وهر کس که به نوعی درزمان تمرین تا اجرا به من کمک کردند سپاسگزارم ..

ــواما درست در آخرین روزاجرا خبر بسیار تاسف باری تمام وجودم رو متاثر کرد....امیر هاشمی بازیگر توانا وجوان دوست داشتنی تاتر جان به جان آفرین تسلیم کرد ...روحش شاد.یادش گرامی...

امیدوارم خداوند آسمانها روحش را قرین رحمت خود بدارد .....واقعا جایش در بین بچه ها خالی است..

یارب این قافله را لطف ازل بدرقه باد          که از او خصم بدام آمد ومعشوق بکام ....

از طرف خودم وگروه کوچه به خانواده این عزیز تسلیت عرض میکنم .

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 12:38  توسط کوروش شمس  | 

همواره اوست

نمیتوانم کتمان کنم که از طرفداران پرو پا قرص اجرای نمایشنامه های خارجی هستم وهمچنین این حقیقت که برای بهتر بودن باید از بهترینا وام گرفت را کتمان نمیکنم اما...دوستان برروی این دو واقعیت بالا قیمت هم نمی توانم گذاشت ..وقتی اجرای نمایش (خرده جنایتهای زن و شوهری)بکارگردانی رادمهر کشانی را دیدم این قضیه که بعضی از ماها قدر ومنزلت ادبیات نمایشی معتبر جهان را گاها پایین می آوریم وبجای آشتی دادن مخاطب تاتر بیشتر او را به بیرون از سالن تاتر هل میدهیم،برایم زنده شد

رادمهر از جوانان پر کار وزحمت کش تاتر اصفهان است که کوشش فراوان دارد خود را بعنوان کارگردانی مستقل وخارج از حیطه ی نام پدرش معرفی کند که این خود کار پسندیده وقابل تقدیری است اما در مورد انتخاب متون اجرایی بعقیده ی بنده راه رااشتباه میرود ..باور کارگردان نمایش بودن در اجرا تبلور پیدا میکند در حالی که دوست خوب ما کشانی این امر را در انتخاب متون جستجو کرده است ...

با تمام احترامی که برای زحمات گروه اجرایی قایلم ومیدانم که بصحنه بردن یک اثر چه خستگیهاوتلاشهایی را در پی دارد،باید عرض کنم اجرا به هیچکدام از اهداف خود نمیرسد..

نوشته ی اریک امانویل شمیت در حد همان نوشته ی بروی کاغذ باقی میماند وما تنها خوانشی از نوشته را میشنویم آنتهم در فضای ساخته شده از اکسسواری سانتی مانتال ..واین هدف که گروه سعی در اجراوتولید یک اثر دراماتیک دارد تا مخاطب را با هنر نمایش آشتی دهد(این گفته ی خود کارگردان در پایان اجرا بود )به هیچ عنوان بثمر نمیرسد ..نمایش دقایق زیادی را فقط وفقط در بستر دیالوگ میغلتد واز این بستر هم گاها میلغزدودر حد یک قسمت از سریالهای خانوادگی ضعیف از جنس صداوسیمایی خود را نشان میدهد

ودر این میان کارگردان کاری نتوانسته انجام دهد جز پیدا کردن اسپانسری که روی یکی از وسایل ورزشی فروشگاه اسپانسربدود آنهم دویدنی بی هدف وبی مقصد...نمایشنامه ذاتا فاقد هر نوع لحظه ناب برای مخاطب است وکارگردان هم سعی برای خلق چنین لحظه ای نکرده  انگار همینکه این نمایشنامه نوشته ی امنویل شمیت است برای کارگردان وگروه اجرایی کافی بوده وآنان خود را فقط بهمین دلخوش کرده اند..

درپس دیدن این اجرا این سوال در پیش روی ماست که بعد از گذشت فقط چند ماه از پخش تلویزیونی این اثرچه لزومی به اجرای آن داریم آنهم در این سطح !!!کدامیک از نیازهای اجتماعی وفرهنگی حامعه ی خود را با این اجرا بر طرف کرده ایم ..ویا چه سازه ای از سازمان شهرمان را بچالش کشانده ایم ...

در پایان باید این را هم بگویم که از کنار بازی نسبتا خوب بازیگر نقش لیزا وطراحی صحنه ی مناسب نمایش نمی توانم آسان بگذرم کرچه از هر دوی این موارد استفاده ی بهینه ای نشده است .برای رادمهر عزیز وگروه جوانش آرزوی موفقیت در اجرا های بعد را دارم .....تا بعد

+ نوشته شده در  ساعت 9:54  توسط کوروش شمس  | 

دوستان عزیز

اینم پوستر نمایش (سوپ جو با یه عالمه سویا)

مثل اینکه بعضی از آرزوهای ادم میشه که تحقق پیدا کنه ..همیشه دوست داشتم اعضا گروهم در هر قسمت از هنر تاتر که دوست دارن بصورت تخصصی کار انجام بدن ...الان تقریبادارم به این آرزو میرسم ...عکاس گروه امین طالبی واقعا تخصصی وحرفه ای عکاسی تاتروطراحی صحنه رو دنبال میکنه ..چند بازیگر گروه هم دارن بصورت خاص وخیلی جدی فقط به بازیگری تاتر فکر میکنن ..

در مورد پوستر وکارهای گرافیکی هم صبا امیدی این مهم رو بطور جدی وتخصصی دنبال میکنه  پوسترنمایش سوپ جو.......هم دستپخت خانم امیدی است که ملاحظه میکنید...

نظرتون درباره پوستر والبته خود اجرای نمایش برامون لازم ومحترمه ..پس معطل نکنید ..از خانم امیدی هم بخاطر اجرای پوستر سپاسگذارم ..تابعد... 

03.jpg

+ نوشته شده در  ساعت 18:42  توسط کوروش شمس  | 

همواره اوست

دوستان عزیز سلام. بر خودم واجب میدونم که بخاطر عدم سر زدن به دنیای مجازی از همه عذر خواهی کنم ..در این مدت نه از کسی خبری داشتم نه کسی از من با خبر بود ..گرچه در دنیای حقیقی اینقدر خبر بود که فکر میکنم جزوبلاک نویسان سیاسی دیگران در وضعیت گیجی وبهت بسرمیبردند وکسی به فضای مجازی کاری نداشت ...وضعیت نابسامان اینترنت هم مزید بعلت بود وباقی قضایا.....

دیگر اینکه یک زوج تاتری به زوجهای قبلی اضافه شد..به محمد رضا قاسمی وخانمش صمیمانه تبریک میگم با بهترین آرزوها....

دیگه اینکه خوشبختانه نمایش (سوپ جو با یه عالمه سویا)از معبر تنگ بازبینی بسلامت گذشت وگروه کوچه اجراهای امسالش رو با سوپ جو شروع میکنه زمان اجرای نمایش احتمالا از ۲۶ تیر ماه به بعد خواهد بود...

سوپ جو..نوشته وکار کوروش شمس بر اساس طرح سالار سالار وند در تالار فرشچیان روی صحنه میره ..قصه نگاهی نقادانه دارد به جنگهای اخیر جهان...همین...

زحمت اجرای نمایش وبازی کردن به گردن این کوچه نشینان افتاده....رویازیرک قشقایی..مهدی میرزاده..امیر هرمزی نژاد..بهاره اصفهانی ..سنا امیدی..رضا ثابت راسخ..

منشی ومدیر صحنه هم صبا امیدی شده...عکس امین طالبی

اجرا وطراحی صحنه هم کار امین طالبی..پوستر وبروشور هم کار صبا امیدی..چقدر این دوتا زحمت گردنشون افتاده!

اگه پوستر نمایشو خانم امیدی اماده کرد سعی میکنم اینجا به رویت عزیزان برسونم پس دعا کنید که زودتر آماده بشه ...

برامون دعا کنید اجراخوب وتماشا چی راضی باشه ...یادم رفت باید زحمتهای زیاد چند نفر تشکر کنم ...سعید سالمی ...مهرزاد مشکل کشا..حسنعلی علایی...وگروه بازبینی..از همشون ممنون وسپاس گذارم منتظر عکسها واخبار اجرا با شید اگه اصفهانم هستید بتماشای ما بییاید ...سپاس ..تابعد.....

+ نوشته شده در  ساعت 19:40  توسط کوروش شمس  | 

 

همواره اوست

دوستان عزیزم سلام چندی پیش طی دعوتی رسمی هم از طریق نامه هم از طریق اس ام اس وهم بطور مستقیم ورسمی از راه تلفن به مراسم روز جهانی تاتر در اصفهان دعوت شدیم با کمال افتخار وبا کلی اهن وتلپ از بچه های گروه خواستم برنامه رفتن به گلپایگان را لغو کنند تا در یک اجتماع خاص وتخصصی تاتر در اصفهان شرکت کنیم با کمی اخم وکمی ناراحتی دوستان پذیرفتند وما جمعه بر اساس دعوت وطبق رسم گروه دقیقا در ساعت مقرر در مکان انجام گردهمایی حضور داشتیم ...خوب روز جهانی تاتر بودو مثلا اردیبهشت تاتر ایران.. بهمین خاطر از ریز ودرشت خرد وکلان آمده بودند این روز را گرامی بدارند ...مراسم که شروع شد اولین چیزی که چشم بنده را بخود جلب کرد دکور مراسم بود ..تصویری آشنا از چوپان دروغگو..درست روی صحنه خودنمایی میکرد انگار از همان لحظه نخست به همه میگفت:هه هه هه بتون دروغ گفتن همتون الکی جمع شدین اینجا..باز بر این حس کمی تا قسمتی بدبینانه خود لعنت فرستادم و مراسم را دنبال کردم ..مجری برنامه که گویی مراسم فاتحه ی یکی از مارا اجرا میکرد با لحنی مرده وبسیار کسل کننده (مثلا مودبانه )یکی پس از دیگری برنامه ها را معرفی میکرد :آقای فلانی برای سخنرانی ...آقای ..برای صحبت ..آقای ...برای گفتن ...خدایا پس این وسط تاتر چه شد ؟که ناگهان نوبت به خواندن پیام روز جهانی تاتر رسید ..به به توسط یکی از پیسکسوتان تاتر واز اندیشمندان عرصه هنر نمایش آقای اکلیلی !!!!!!!!وبعد هم اجرای نمایش ......که جایتان خالی دوستان تا دلشان خواست از خجالت هنرمندان تاتر با اجرای این نمایش در آمدند...با دیالوگهایی از این دست  توجه بفرمایید:(بازیگر در حالت نشعگی..ببخشید..مستی)نمایش یه چیز مزخرف...بازیگرا همشون یه مشت آدم علافن...من بازیگر تاتر شدم چون زنها بهم بیشتر نزدیک میشدن......البته جملات نقل به مضمون است ودقیقا یادم نیست آنتوان چخوف در نمایش آواز قو چه نوشته ودوستان عزیز سر صحنه چه میخواستند بگویند ..خلاصه بعد از کلی تجلیل از محمد علی کشاورز (که مطمنم الان از حضورش در این برنامه حسابی از خودش دلگیر است)با اهدای لوح تقدیر واحتمالا سکه ای بهار آزادی (واقعا فکر میکردم برای تجلیل از این پیر عرصه هنر میشد با دعوت از شهردار یا یکی از اعضای شورای شهر اصفهان ..یک اتوبان .نه .یک خیابان ..نه یک پارک .نه ..یک کوچه نه..لااقل یک بن بست این شهر هنر پرور را بنام این زحمت کش تاتر کرد ...چقدر ایده الیست شده ام من ..)نوبت عزیزان تاتر شد ..بجز الهام رضایی واحسان رحیمی ...هر کس را که نام بردند گویی که روز جهانی پیسکسوتان تاتر بود ..دوستان من از من خرده نگیرید من هم هر چه دارم از وجود قدیمی تر های تاتر است اما هر چیزی هم حدی دارد ..مراسم با چند متلک از سوی محمد علی کشاورز به اصفهانیها وچند مثلا جواب متلک از طرف هنرمند تاثیر گذار نمایش جناب آقای اکلیلی ..جلو رفت ورفت تا تمام شد ...ازدوستان معذرت میخوام اگه توالی برنامه هادرست گفته نشد ..بله عزیزان در راه برگشت  با خودم گفتم خوب این وسط بچه های زحمت کش تاتر شاهین شهر  فلاورجان  فولادشهر نجف آباد و....حتی اصفهان کجای روز جهانی تاتر قرار دارند بهتر نیست اجرای این روز به دستان با ذوق وتوانای خود تاتریها بسپارند تا خودشان این روز را اجرا وگرامی بدارند ومسولین هم مثل جشنواره های تاتر بیایند وتماشا کنند ..عیبی ندارد همه را هم ما بنام خودشان میزنیم ....اما این روز جهانی تاتر است وبهتر این است دوستان لااقل این روز را بخود تاتریها بسپارند (بر اساس اصل ۴۴ قانون اساسی!!!!!)ببخشید در آخر یک حرف بی ربط دیگه هم میخوام بنویسم

آیا لغات مهم روابط انسانی را میدانید<<<

۶لغت مهم :اشتباه از من بود..معذرت میخواهم

۵لغت مهم :نتیجه کار شما خوب بود

۴لغت مهم :شما چه عقیده ای دارید؟

۳لغت مهم :اگر ممکن است ....

۲لغت مهم:خیلی متشکرم

۱لغت مهم:ما

بی اهمیت ترین لغت:من...

بله دوستان ما اونروز نرفتیم گلپایگان ..رفتیم روز جهانی تاتر را گرامی داشتیم ...

راستی دوستان اون تصویر چوپان دروغگو را در روی صحنه مراسم روز جهانی تاترکه فراموش نکردید !!!!!!

روح پدرم شاد که فرمود به استاد

                                           فرزندمراعشق بیاموز و دگرهیچ.....

تا روز جهانی تاتر بعدی (راستی بعد از رنگ قرمز طرفدار رنگ سبز شدم)

 

+ نوشته شده در  ساعت 21:13  توسط کوروش شمس  | 

 
 
 
 
حسين فرخي نويسنده و کارگردان تئاتر:
تئاتر امروز سليقه‌اي اداره مي‌شود
تئاتر امروز سليقه‌اي اداره مي‌شود
شنبه ۵ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۰۱
 
  
رنامه‌ريزي درازمدت براي تئاتر، نخستين گامي است که رئيس‌جمهور آينده بايد بردارد.
برنامه‌ريزي درازمدت براي تئاتر، نخستين گامي است که رئيس‌جمهور آينده بايد بردارد. 

حسين فرخي نويسنده و کارگردان تئاتر و سينما در گفتگو با سايت کلمه افزود: کساني بايد مديريت تئاتر را به عهده بگيرند که برنامه‌ريزي بلندمدتي براي آن داشته باشند نه اين که بخواهند صرفا به آمار و ارقام تکيه کنند. 

وي با تاکيد بر اين که تئاتر بايد توسط افرادي اداره شود که دغدغه آن را دارند، تصريح کرد: تقسيم‌بندي صحيح، به رسميت شناختن افراد تئاتري، تعريف شغلي‌ اهالي تئاتر، مسئله بيمه و استخدامي، توجه به تئاتر خصوصي، ايجاد و حمايت از گروه‌هاي حرفه‌اي تئاتر، ساخت سالن و توجه بيشتر به تبليغات تئاتر در تلويزيون و ساير رسانه‌ها از جمله اموري است که بايد مورد توجه رئيس‌جمهور آينده قرار گيرد. 

فرخي با اشاره به وجود تبعيض‌هاي آزار دهنده در تئاتر از نبود عدالت در تقسيم بودجه و اختصاص سالن براي اجرا انتقاد کرد و گفت: در شرايطي که همه چيز قبيله‌اي است و عدالت گم شده، چه کسي مي‌تواند جوابگوي اين همه نابساماني در عرصه تئاتر باشد؟ 

اين کارگردان تئاتر معتقد است صرف افزايش بودجه مشکلي حل نخواهد شد. 

وي يادآور شد: يکي از مهم‌ترين مشکلاتي که با آن مواجه هستيم اين است که آيا تئاتر امروز مسائل جامعه را مطرح مي‌کند يا خير؛ آيا امروز تماشاگران ما مردم هستند يا اينکه خودمان هستيم که از اين سالن به آن سالن تماشاگر کارهاي همکارانمان مي‌شويم؛ چرا سال‌هاست سالني به تئاتر اضافه نشده و هميشه همان حرف‌هاي سال‌هاي پيش را تکرار مي‌کنيم؟ 

وي در پايان با اشاره به ساخت آخرين فيلمش در سال 74 تصريح کرد: آخرين بار سال 75 فيلم من اکران شد و از آن به بعد ديگر کار نکردم. در حالي که بسياري مدام و پشت سر هم کار مي‌کنند. اين هم در تئاتر مصداق دارد، هم در سينما و هم در تلويزيون. همه اين معضلات به تقسيم ناعادلانه بودجه و امکانات بر مي‌گردد و اين که شرايط مناسبي براي فعاليت همه اهالي هنر فراهم نمي‌شود.
 
 
      منبع : سایت کلمه
 
 
 
+ نوشته شده در  ساعت 17:42  توسط کوروش شمس  | 

همواره اوست

این چند خط که احتمالا عکسی را جهت جلب توجه در کنار خود ندارد ..نه بعنوان نقد که تنها به بهانه ی یکسال اجراهای گونه گون نمایش در اصفهان پیش رو دارید ...اول این تذکر را بدهم که در مقام نقد هیچ اثر خاص یا کارگردان مشخصی این واژگان کنار هم نایستاده اندونگاه این حقیر کلی بوده وقصدم تحلیل وضعیت اجرای نمایش در سال ۱۳۸۷در جغرافیای هنر اصفهان است نه چیز دیگر ..harire%20sorkhe%20senobar(poster).jpg

روزی که مسول واحد نمایش ادره کل فرهنگ وارشاد اسلامی استان درمراسم اختتامیه جشنواره تاتر استان با کلی افتخار وسعی در القای سمبولیک این مطلب .. چه پشت تریبون با صدای رسا چه در دکور اختتامیه وچه به زبان مادری و لهجه ی شیرین اصفهانی فریاد زدند: تاتر اصفهان به گل نشسته....

با خودم گفتم :چرا این مقام مسول این حرف را میزنند؟از نظر تعداد اجرا که با وجود وحضور بعضی از دوستان که ماشا الله از نظر کمیت از بسیاری از شهر های بزرگ وکوچک ایران جلو هستیم (با توجه به آمار اجراهای دیگر شهرستانها)...از منظر محتوایی هم که نمی بایست گفته باشند چون مجوز تمامی این خیل اجرا های متنوع را درنهایت خود ایشان یا گروه تحت نظارت شان تایید نموده اند ..از نظر اقتصادی وکمک هزینه هم این کشتی اگر به گل نشسته است گناهش گردن خود جناب مسول می افتد چون ناخدای این کشتی(لااقل از نظر حقوقی واداری وکمی اقتصادی )ایشان هستند..میماند یک نگاه که آن هم مقوله ی هنری وسطح کیفی نمایش است ...اگر با من در این مورد هم عقیده هستید ما بقی نوشته ام را بخوانید اگرموافق  نیستید هم بقیه اش را بخوانید .....hamsayeha(poster).jpg

اکنون که سال ۱۳۸۷پایان گرفته اگر منظور جناب مسول همانیست که بنده براشت کرده بودم :یعنی پایین بودن سطح تکنیکی وهنری نمایش در استان اصفهان ...باید بگویم حق با جناب مسول است ....

در سالیکه گذشت (بدوندر نظر گرفتن جشنواره تاتر کودک ونوجوان)شاهد اجراهای متعدد در تالار های نمایش بودیم که غالبا در حوضه دلخواه گردانندگان تاتربودند.برای مثال تنها از یک کارگردان۳نمایش (امشب دیگر مهره های....وپدرانه وترانه آب )را میتوان ذکر کرد که فارغ از بحث سطح تکنیکی وفرم اجرا ..بقول هنرمند پیشکسوت تاتر وسینمای اصفهان آقای فریدون خسروی :ایشان به تنهایی وظیفه ی روشن نگه داشتن چراغ نمایش در اصفهان را بر عهده دارند(رجوع کنید به نقد نمایش یرما در وبلاگ سعید یاردوستی)...

چند نمایش هم به دعوت یا درخواست خودشان از مرکز یا شهرستانهای دیگر در تالارهای اصفهان به اجرا در آمد..از بحث اصلی دور نشویم .zakhme%20bar%20raml(poster).jpg

..متاسفانه در جامعه ای که در سطح محدود ومتوقف وراکدی در هنر قرار دارد سرنوشت معانی گاهی رقت بار است نمایش بصحنه بردن هم ازجمله همین معانی است ....وقتیکه مسله ای یا فکری غالبا بدون قبول مسولیت وندانسته ونشناخته مورد استفاده قرار میگیرد اتفاقی برایش می افتد بسیارعجیب...در سطح عمومی وقشر سطحی آن حوزه مد میشود..مد که شداز خاصیت اصلی خود میافتد ومبتذل میشود..مصداقش هم اجرا های گاه بی گاه وفقط در حد همان جمله ی :فلانی نمایش به صحنه برده ..که سال کذشته تا دلتان بخواهد بگوش جان نیوشیدیم..دوستان عزیز..نمایش بر خلاف گذشته یک مسکن لذت بخش برای زندگی های بسته وخسته ی ما نیست ..بلکه پیشاپیش فلسفه ی امروز حرکت میکند وبلکه بیشتر از اندیشه امروزپیش میتازد واین همان تاتری است که جهان را تفسیر نمیکند ..توضیح نمی دهد این تاتر هنریست که جهان را تغعیرمی دهد ..این فقط یک نمایش نیست بلکه آفرینش جهان است ..pinokio(poster).jpg

انسان روزگار مارا از رویارویی با خشونتها گریزی نیست نمایش به سهم خود متعهد است تا با انسانهای زمان خویش همراهی کند .در نهایت تاتر امروز چیزی نیست جز کوشش انسان برای ساختن جهانی که باید باشد.. اما نیست.. 

حال ما از تاتر چه میخواهیم؟نقاشی خوب را خوشبختانه میتوان یافت ..فیلم هم قادر است ما را بدون انکه از جای خود بجنبیم در همه ی جهان بگردش ببرد ..ادبیات جالب ترین تابلو ها را در ذهن ما بر می انگیزد ..وکمتر کسی است که گاه گاه از یک منظره عالی لذت نبرد ..ولی به دیدن تاتر میرویم تا یک (عمل دراماتیک را ببینیم)...راستی ما در سال گذشته در تاتر اصفهان چقدر اعمال لذت بخش در حوضه واقعی درام دیدیم .. جواب را بر عهده ی خودتان میگذارم .شاید شما هم با جناب مسول هم نظر شوید که کشتی تاتر اصفهان به گل نشسته است...تا بعد..goftegoobateroristha(poster).jpg

+ نوشته شده در  ساعت 13:28  توسط کوروش شمس  | 

                                                     همواره اوست

 باز گلی به جمال محمد قاسمی که یادمان انداخت خیلی وقته (حدود یک ماه)سری به این فضای مجازی نزده ایم ....راستش چند موضوع باعث شد که در بهمن ماه سراغ خودم را در این دنیای مخفیانه و خودمانی نگیرم ..

اول وقوع حادثه جشنواره تاترفجربود که حسابی وقت گیر است . این که فکر کنید  کار نمایش در آن جشنواره ی بین المللی داشته ام حدس اشتباهی است ..من انجا کار زیاد داشتم اما نمایش نداشتم...دیدن وگاه لذت بردن از کارهای داخلی وخارجی تازه شدن دیدار دوستان قدیم وجدید و....از این سالن به ان سالن دویدن و گیر اوردن بلیط بعضی از کارهای خاص وخلاصه دلیل از این محکمتر ندارم...که غیبتم را موجه کنم (حالا انگار همه رایانه هایشان را فقط برای خواندن ودیدن این وبلاگ روشن میکنن)

دوم ..درگیر نوشتن متن نمایشی بودم که تمریناتش دلیل سومم است برای غیبت ... وچند پروژه کوچک وبزرگ دیگر...

تا یادم است تشکر کنم از مهدی عزیز در اهواز که فیلنامه کوتاه بنده را تبدیل کردند بفیلم ..ان فیلنامه حالا شده فیلم کوتاهی بنام (جایی برای پیرمردها)مهدی جان سپاس......موفق باشی.

ودیگر اینکه ان دلیل دوم که گفتم (یعنی درگیر نوشتن نمایشنامه ای بودم )حالا دارد تمرین میشود..(ترا خدا حال میکنید از تولید به مصرف) گروه کوچه تمرین نمایشنامه را شروع کرده است سعی بر این است که اگر بشود وبگذارند اواخر اردیبهشت خودمان را دوباره به صحنه بکشانیم ..از همین حالا همه ی عزیزان  دوستدار نمایش را دعوت میکنم ما را در اجرا همراهی کنند وبه تماشای کار تازه گروه بیایند اگر دنبال اسم کار میگردید اسم نمایش( دادرسی درشیب ۷۵درجه)است..

خوب فقط مانده یک توضیح دیگر  انهم اینکه دنباله ی بحث تاتر خیابانی را چند روز دیگر با شما پی خواهم گرفت....ونقدی هم بر اجرای نمایش یرما به کارگردانی دوستم  احسان جانمی در همین صفحه خواهم نوشت ...

راستی ..شاید دوست نداشته با شد کسی خبر دار شود ..از من نشنیده بگیرید  خانم رویا زیرک قشقایی دارد مقدمات تمرین نمایش (ناخدای شرجی )را اماده ومهیا میکند ..احتمالا در خرداد ماه شاهد اجرایش هستیم ....تا بعد

+ نوشته شده در  ساعت 16:30  توسط کوروش شمس  | 

تاتر خیابانی ازآیین تا مدرنیته…

این جمله بسیار تکراری ولی کاملا ثابت شده است که تاتر مولود آیین است و نمایش از لحظات آیینی خلق شده…

از دورهم نشینی پیشینیان از شکار برگشته و جشن گرفته…

با هم بودن برای کشف امراض…برای درک اتفاقات ناخواسته و خواستن برکت و باران و سلامتی…بعدها در مسیر تکامل تاریخ این آیین ها و اسطوره ها پالوده شده و جنبه های نمایشی آن برجسته تر شد تا به امروز تاریخ رسید و نمایش به شکل امروزی جایگاهی برای خود بدست آورد.

از یونان باستان که مراسم بزرگداشت دیونیزوس برگزارمیشد(گرچه قبل ازآن نیز چنین مراسمی به اشکال دیگر وجود داشته است)تماشاگران در تپه ها و فضاهای باز به تماشای آیین ها نشسته و مقهور قدرت خدایان و اساطیر شده اند تا به امروز و معماری تازه تاترآنچه رکن اساسی هنر نمایش بوده الهام بخشی از اجرا به تماشاگر است.

تنها مورد تفوق و برتری تاتربردیگر هنرها(بطور محسوس و مشخص-سینما و تلویزیون)ارتباط زنده بازیگر با تماشاگر و تسلسل تولید کننده ی فرآیند و گیرنده فراینداست(گویی ما به این لحظه بده بستان هم می گوییم)این رفت و برگشت پژواک وار اسرارآمیزترین و تامل برانگیزترین وجه ایست که تنها در تاتر می توان آن را بدست آورد و بصورت وهمی فراگیر درک کرد.

و درست همین وجه اصلی و تعمق برانگیز هنر نمایش است که طبقات حاکم را برای در اختیار گرفتن و بدست آوردن روند اجرا به تکاپو انداخته است.

یادمان نرود  تاتری که رنگ و بویی سیاسی ندارد بیشتر به یک شوخی شبیه است و نمی توان جنبه ها و توانمندیهای سیاسی این هنر را نادیده گرفت. با این نگاه جدا کردن تماشاگر از هنر نمایش امری لازم به نظر می رسدو بیراه نگفته ایم اگر فکر کنیم فاصله انداختن بین توده مردم و نمایش انگاره ای کاملا سیاسی است.فاصله ای که از نفوذ فودالیته و بعد ها بورژوازی حاکم شروع شد و باعث شکاف بیش از پیش بین مردم و نمایش شد.حالا دیگرتماشاگر در مشارکت و شکل دهی به تاتر به عنوان عاملی فعال محسوب نمی شود بلکه مفعولی است منفعل و کم اثر.

تاتر جاری بر صحنه ها دیگر تماشاگر فعال این با ارزش ترین عنصر خود را کمتر در تکوین و تکمیل خود مشارکت می دهد و تماشاگر به احتمال فراوان در فرایند اجرا تنها سهم اندک انتخاب نماها را دارد.

در چنین اوضاع و احوالی تاتر خیابانی شکل میگیرد.تاتر خیابانی در اصل حرکتی ارتجاعی در روند تاتر است اما بازگشتی مدرن به گذشته نه حرکتی مرتجعانه و واپس گرا نگاهی نوبه آنچه در گذشته در تاتر بوده است.

در تاتر خیابانی فاصله طبقاتی که نمود آن در اجراهای باستانی و کلاسیک بخصوص عصر الیزابتی به شدت مشخص و قانونی شده بود برای مثال انتخاب بهترین جایگاه تماشا برای اشراف و ساختن لژهای مخصوص طبقه اشراف و ثروتمندان حتی گاهی لژهایی که برای چند نسل به اسم یک خانواده یا یک فامیل مشخص تعیین میشد را از بین بردو دوباره خود را به آن اصل اصیل و توانمند خود بازگرداند.اجرایی بی واسطه ی هزار جبر موجود همه در یک مکان در یک سطح ودر یک مقام همراه با اجرا و بازیگر دوباره آن پژواک بده بستان و حضور فعال تماشاچی این هدیه ایست که تاتر خیابانی به نمایش داد.

نمایش خیابانی مولود دردهای اجتماعی و فرهنگی است که در سالن های مجلل کمتر جایگاهی برای ابراز عقیده خود دارند. آنچه علت العلل قبول این نوع نمایش از سوی مردم جهان بود آینه وارو بی آلایش بودن ان است.گویی اینان بازیگر نیستند خود مردمند که با هم به مباحثه ایستاده اند. هنرمند تاتر خیابانی توانایی درک لحظه های ناب موجود زمان خود را دارد و میداند چگونه تماشاگر خود را درگیر احوالات زمان سازد.

هنرمند تاتر خیابانی ذاتا هنر خود را در اختیار تماشاگر میگذارد .

این نوع نمایش که غالبا فراسوی خواسته های فضای حاکم اجتماع رشد کرده وذاتا منتقدانه و نقاد است از چهار چوبه ی تاتری دولتی خارج است و نمیتوان از این سازمان و مکتب تاتر خواست آنچه را بگوید که به او دیکته می کنند.

در آینده با بررسی نمایش خیابانی در آمریکای لاتین این موضوع را با هم به مباحثه خواهیم نشست.....          

       

 

                                                                                                                      (ادامه دارد)

 

+ نوشته شده در  ساعت 19:15  توسط کوروش شمس  | 

همواره اوست 

اول از این که چند وقتی اتفاق نوشتاری نیفتاده معذرت میخوام ..اما بعد....

در بیست روز گذشته ۳جشنواره ی استانی اصفهان  استانی کهگیلویه وبویراحمدومنطقه ای یاسوج را دیدم و ارزیابی کردم .این چند خط حاصل گفتگو ونقدوبرسی تمامی اجراهای این جشنواره ها توسط دوستان اساتیدوصاحب نظران وقدیمیها ودانشجویان وخاک صحنه خورده ها وخلاصه همه ی کسانی است که شما میتوانید در این جغرافیای هنری تصور کنید است .

نمایش :کایوس از شهر بوشهررا که کنار بگذاریم..دوستان هیچ اتفاق خاصی در این ۳۵ اجرا که به صحنه رفته نیفتاد که بتوان گفت جریانی خاصی در تاتر این نواحی براه افتاده دریغ از یک لحظه ی خلاقه وخلاصه دوستان بچه هایی که به هر دلیل اعم از تنگ نظری مسولین یا بی سوادی داوران یا نگاه مغرضانه ی بعضی افراد کوته بین نتوانسته اید در جشنواره های استانی منطقه ای یا هر جشنواره دیگری شرکت کنید  اصلا ناراحت نباشید هیچ چیزی را از دست نداده اید همچنان موج ویران کننده شعار در صحنه های نمایشی می تازد وهمچنان بیانیه های تکراری است که اساتید داور جشنواه ها میخوانند وهمچنان بیسوادان در این اب گل الود ماهی دیبلم افتخار ولوح سباس وتندیس صید میکنند ...خوشا بحال شما که ندیدید...واین نتیجه بی کفایتی وبی لیاقتی سکانداران حراف ودوست باز وباند ساز مراکز استانها ومرکز محترم هنر های نمایشی ایران است .

ناگفته روشن است عزیزان هنر مند در عرصه نمایش که چند سال اخیر در این راه قدم زده یا قلم زده اندبهتر میدانند چه اتفاقاتی در زیرنام  این جشنواره ها به اسم تاتر رقم میخورد تا کی؟نمیدانم  اما این را خوب میدانم عزیزان که شب خواهد رفت وسیاهی به ذغال برازنده میماند  ما هنوز تاتر کار میکنیم اما خیلی از مسولین فرهنگی که تاب تحمل ما را نداشتند اکنون هیچ جای فرهنگ وهنر این سرزمین کهن سال جای ندارند وما همچنان هستیم چون به هنر خود وابسته ایم نه به باند ها ودسته ها وگروههای غیر هنری.......پاینده باشید تا بعد..................................

+ نوشته شده در  ساعت 11:39  توسط کوروش شمس  | 

نمایش لچک گلی- سال۱۳۷۵ ششمین جشنواره تاتر استانی - سینما مهرگان گچساران

6-l.jpg

 

برگزیده جشنواره مساجد استان

این خانم کوچولوها الان دیگر هر کدام جوانان برومندی هستند. هر جایند خداوند آسمانها نگهدارشان باد.

عکس از آرشیو عکس اداره کل ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویر احمد

+ نوشته شده در  ساعت 17:42  توسط کوروش شمس  | 

همواره اوست

سال۱۳۷۳عده ای از دوستان برای آنچه اجرا می نامیدند نه هر اجرایی٫در شهر گچساران گرد هم آمدند.

می دانستند می توانند ولی می بایست آزمون می کردند.

نام گروه را کوچه گذاشتند به سرپرستی کوروش شمس گرچه نام چند گروه در گوشه و کنار ایران زمین کوچه بود و آنان دانسته این کار را کردند.

کوچه آرام خود را میان گروههای نمایشی جا داد و تا سال ۱۳۸۱ در گچساران چندین نمایش به صحنه برد و دهها هنرمند در عرصه بازیگری٫نویسندگی و کارگردانی به دوستان هنر نمایش معرفی کرد.

از جمله کوچه نشینان آن دهه:

رویا زیرک قشقایی٫سعید احمدی٫مرتضی خلیلی٫محمدرضا شعبانی٫ایمان نعمتی٫مسعود کشاورز٫آرش خندانی٫سعید حیدری٫ دریا زیرک قشقایی٫بهشاد حاجی پور٫اردلان فنی٫مریم آهنگ٫ندا اسفندیاری٫حسین کشاورز٫زرین کشاورز٫مهسام قشقایی و بسیار جوانان دیگر را نام برد که از این کوچه گذشتند.

بسیار نمایش به روی صحنه رفت که نام چند نمایش را به یادگار حک می کنیم آل قان٫از پشت شیشه ها٫شب یلدا٫سق سیا٫تهرن٫تو فکر یک سقفم٫به گل نشستگان٫اهل عشق٫اینجوری هم میشه گفت٫دشمن دشمن است٫به مرگ اعتماد نکنید٫غولها در آبادی٫جنگ کورو...........

از سال ۱۳۸۱با تغییر مکان زندگی سرپرست گروه کوچه کوچ کرد ودر شاهین شهرادامه داد.

این چند خط تنها ادای دینی است از طرف کوچه نشینان امروز به دوستانی که سالها قبل در سایه سار کوچه با خود و بی خود نشستند و طعم شیرین دوست بودن را چشیدند اگر از این دوستان کسی نگاهی به این نوشته کرد به یقین خاطره سالها لذت از تمرین های نمایش را به خاطر خواهد آورد.

هر کجا که هستید موفق  سربلند وپیروز باشید............

+ نوشته شده در  ساعت 17:16  توسط کوروش شمس  | 

                                               همواره اوست 

درسالهای اخیرپس از تماشای یک اثرنمایشی شاید این سوال را ازبسیاری ازهنرمندان و هنردوستان شنیده باشید: شما چیزی از این نمایش فهمیدید؟من که چیزی نفهمیدم.جالب این است که

هنوز سوال تمام نشده جواب راکف دست شما میگذارند واین سوال بیشتر از اینکه برای فهم بهتر از نمایش باشد نوعی اعتراض به اجرابحساب میایدواین به تازگی برای برخی از دوستان هنر نمایش شکل تازه ی گفتن خسته نباشید به گروههای اجرایی شده است .براستی چرا؟

روشن است که هنر نمایش هنری است سیال و بطور همیشگی در حال تغییروپیشرفت گویی آنان که٫پای خویش از رکاب همراهی و همزمانی با این هنربیرون کشیده باشنداز درک واقعیات امروزنمایش عاجز خواهند بود.گواینکه در برابر چشمان خودسدی ازاصول ومفاهیم کلاسیک چه در عرصه بازیگری چه درآستان نویسندگی و دیگرمقوله های هنر نمایش ساخته اند.

این دوستان باور ندارندهیچ چهار چوبی تا ابد مانا و ماندگار نیست بخصوص در پهن افق نمایش که پویایی رمز مانایی اوست این حقیقت را باور داریم که گاهی دوستانی با باور نوگرایی راه به اشتباه می پیمایند امانمیتوان آن عده قلیل را بر این خیل عظیم ارجعیت داد.

باید آموخت چاره ای نیست باید نو بود باید دانست که این جز به مصلحت ما و تمامی هنر دوستان نمایش نیست که بدانیم تا بتوانیم.

فن شعر ارسطو جایگاهی والا و بالا دارد اما به یقین خود ارسطو نیزاگر در چنین روزگاری میزیست دیگرآن اصول را فراموش کرده بود گرچه دانستنش پایه ایست برای قدم برداشتن در عرصه هنرپس آنگونه که سهراب گفت چشمها را باید شست جور دیگر باید دید..............

افق بیکران است خلاقیت ها و نو آوری های دوستانمان راحقیر نشمریم وکمبود دانایی های خود را از هنر روز به پای گنده گویی های آنان نگذاریم و سعی در فهمشان داشته باشیم بی غرض...

تا بعد..................

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 17:42  توسط کوروش شمس  | 

ahle eshgh2.jpg

نمایش اهل عشق نویسنده و کارگردان: کوروش شمس. بازیگران :رویا زیرک قشقایی٫مسعود کشاورز٫آرش خندانی٫مرتضی خلیلی٫زرین کشاورز  سال۱۳۷۸ به یاد بچه های قدیم گروه کوچه

+ نوشته شده در  ساعت 20:59  توسط کوروش شمس  | 

5.jpg
+ نوشته شده در  ساعت 22:16  توسط کوروش شمس  | 

IMG_2515.jpg

بجزحضور تو هیچ چیزاین جهان بیکرانه را جدی نگرفته ام

حتی عشق را.........

 

+ نوشته شده در  ساعت 16:19  توسط کوروش شمس  |